سال عجیبی بوده برامون از لحاظ مالیهر روز بزرگتر میشیمخدا رو شکر بابت سلامتی امسال دغدغه ای نداشتیم از مرداد ماه دارم کار میکنم با چرم سی سی راضیم در کل پیشرفت خوبی داشتمبعد شش ماه تونستم حقوقم رو ۸۰۰ تومن بیشتر کنم بعد از سه سال مسافرت رفتیم ، آذر ماه رفتیم مازندران سه روزه با مامان و بابای فرهوتی درسته دو نفره نبود ، اما آب و هوامون عوض شد اعصاب خرد کنی های بیجا و بی ملاحظگی ها اذیتمون میکنهدو ماهی هست مغازه خوب کار نمیکنهعشقم خیلی آرومتر شده نسبت به قبل ها درسته حوصله نداره. اما همیشه پشتم بهش کرمه کرمه بازم حس و حال مهاجرت داریم بازم دور شدن بازم وضعیت اقتصادی و اجتماعی بهمون خیلی فشار آورده بالاخره یه راهیی پیدا میکنیم بالاخره یه راهی میسازیم من تا آخرش باهاتم ❤️
برچسب:
نویسنده: آرتین مرادیان
یه روز خیلی معمولی
اما چه روزهایی که تو این دو سال و چهار ماه نگذشته
چه چیزهایی که تجربه نکردیم
بیکاری ، تورم ، مغازه، تصادف، نمایشگاه، بزرگترینش مامانم و خیلی خیلی چیزای دیگه کمرنگ تر هستن اما مهم
خیلی خیلی بزرگتر شدیم
رشد کردیم
عاقل تر و بالغ
برچسب:
نویسنده: آرتین مرادیان
برچسب:
نویسنده: آرتین مرادیان
برچسب:
نویسنده: آرتین مرادیان
برچسب:
نویسنده: آرتین مرادیان
۱۳ شهریور ۹۶ یه دوره جدید دیگه تو زندگیم
روزای بدون نیکو شروع شد
بیست و نه سال تموم باهم بودیم هرروز و هر شب ش رو
حالم هیچ خوب نبود
اوایل حتی خودمم نمیدونستم چمه
مرسی عشقم که همراهم بودی همسفرم تو لحظه لحظه زندگیم
مرسی که به بهونه گیریام دلخوری
برچسب:
نویسنده: آرتین مرادیان